گزارش مراجعه به دكتر
فردا روز جمع شدن پايداران هست مثل اينكه يه تپل كوچولو ترتيبش رو داده واي به همتون خيلي خوش بگذره و منتظر اخبار اون هستيم واي جاي ما رو خالي كنيد.
بچه ها من تصميم گرفتم كه يه چيزي بين حرف دكترم و خودم رو انتخاب كنم. يعني يك كاري كنم كه واقعا وزن كم كنم مثل قبل كه برنامه ريزي ميكردم كه چي بخورم چي نخورم و اينها و همه تلاشم رو بكنم البته اين همون كاري هست كه دكترم هم ميگفت . يعني در واقع حرف اون رو پيش بگيرم چون كه ديدم من دارم جر ميزنم و نميشه . درسته كه دلم ميخواهد كه كاهش وزن داشته باشم ولي ميخواهم كه اصولي برم جلو و اين افت و خيزها باعث نشه كه من مسيرم رو كج كنم.
پس دوباره دست در دست دكترم ميگذارم و باهاش جلو ميرم. الان بهش يك ايميل ميزنم و ميگم.
آره بچه ها خيلي دكتر خوبي هست. وقتي كه ميري پيش اون احساس ميكني كه اون تمام روز رو براي تووقت داره و هيچ وقت تا وقتي كه تو راضي نشدي ولت نميكنه. من احساس ميكنم كه خيلي دارم بهش علاقمند ميشم. البته بگم ها حدود 70 سالش هست. اهان كي بود كه يه پيرمرد پولدار ميخواست تور كنه؟؟ پس بار ديگه ميگم كه شعار ما پايداري و ياد گيري اصول تغذيه هست . و من اگه در مسير درست برم حتما كه به وزن ايده ال هم ميرسم. همونطور كه الان حدود 18 كيلو كم كردم بقيه اش رو هم كم ميكنم. به طور خاص كه الان ورزشكار هم شدم. پس فردا يك وقتي ميگذارم و برنامه ريزي ميكنم و سعي ميكنم كه واقعا با اهداف واقعي و با اصولي كه ميدونم براي خودم خوبه پيش برم.
امروز روز تقلبم بود اينها رو خوردم.
صبحونه : كروسان شكلاتي دو تا با يك ليوان شير 500
ناهار : ماهي و پلو . سالاد 400
ميان وعده : شكلات و اب نبات
شام : كتلت , كلي نان
ميان وعده : اجيل وميوه و بستني
خوب شرمنده حدود فكر كنم كه 3000 تا شد . فردا روي ترازو نميرم و سعي ميكنم كه كمتر بخورم كه دوشنبه كه خودم رو وزن كنم زياد نباشه هر چن دكه ميدونم كه اين خوردني كه من امروز كردم دوشنبه هم حتما يك كيلويي بيشتر نشون ميده تا هضم بشه. ولي بهرحال من پاينده هستم و پايدار مخصوصا كه ميدونم دوستاي خوبم منو تنها نميگذاريد.
راستي فردا بهتون خوش بگذره . كاش كه من هم ايران بودم ميامدم . حالا به اميد خدا تابستون ديگه كه براي عروسي ميايم همه رو دعوت ميكنم و خلاصه حسابي همه خوشگل و خوش اندام و با اصول شديم ديگه.
شب همه به خير و شادي و دوستتوون دارم يه عالمه.
گزارش مراجعه به دكتر
قبل از هر چيزي توضيح بدم كه اين دكتر من يك آدم يه طور خاصي هست يعني يك كمي مثل آدمهاي عجيب و غريب است . حالا حتما اين جريان رو كه بخونيد من رو تصديق ميكنيد.
اولش اندازه گيري سايز و ماهيچه و چربي بدن و اينها بود كه به خير تمام شد.
وقتي كه دكترم وارد اتاق شد و گفت به به خوب چه خبر ؟ يه گزارش بده . گفتم كه راستش اقاي دكتر من خيلي ناراحتم و ان هم به اين دليل كه من استاپ كردم و اصلا خودم رو دارم ميكشم و وزن كم نميكنم.
ورزش زياد ميكنم . سعي ميكنم كه در حد مجاز بخورم. اين رو ميخورم اون رو نميخورم. نميدونم كه مشكلم چيه.
گفت كه خوب كمي توضيح بده كه چي ميخوري . براش گفتم دقيقا كه مثلا هفته گذشته همه رو يادداشت كرده بودم كه گفتم.وقتي كه ازم گرم پرسيد كه مثلا اين چند گرم اون چند گرم گفتم كه اندازه نگرفتم چشمي ميگم . كه گوش كرد و چيزي نگفت. ولي يادداشت برداشت.
بعد گفت كه چه ورزشهايي ميكني كه توضيح دادم .
بعد گفت كه خوب حالا كمي از حالات روحي ات بگو. چه چيزهايي هوس ميكني؟ براش گفتم كه خيلي چيزها هوس ميكنم. دلم ميخواهد كه بيشنيم پيتزا با بستني بخورم. دوست دارم كه مرغ كنتاكي خيلي زياد بخورم در حد انفجار . ولي همش ميگم كه من بايد تا تاريخ 60 كيلو بشم و نخورم بهتره . ولي وقتي كه روزانه ميرم روي ترازو و ميبنيم كه هي بين 62.3 تا 62.7 ميچرخه و شبها كه خيلي خوردم حتي ميره تا 64 خيلي روحيه ام پايين ميايد. و خلاصه همش درگيري ايجاد ميشه.
گفت كه اينطوري نيستي كه وقتي به خودت ميگي كه ديگه شام نميخورم اون شب زياد شام بخوري؟ بعد اشاره كرد به شامهاي طول هفته كه كمي زياد شده بود بهش زل زدم و گفتم كه پناه بر خدا از كجا فهميد؟؟ گفتم اره دكتر همين طوريه .
بعد دوباره ياداشت برداشت و چيزي نگفت. خلاصه من يك ساعتي حرف زدم و همه چيز رو گفتم هر چي كه در درونم بود و ميگذشت بالا و پاييني شدنها و شل كن و سفت كن كردنها و خلاصه همه اين حرفها
بعد گفت كه قرار ما اين بود كه دنبال اين باشيم كه سالم زندگي كنيم و در يك زندگي سالم و تغذيه سالم وزن مناسب و سالم هم كسب كنيم درسته؟ گفتم كه آره خوب پس تو همان طور كه قبلا هم گفته ايم بايد در طي 5 ماه اينده يا چهار ماه آينده حدود 6 تا هفت كيلو وزن كم كني . گفتم كه همه بحث اينه كه ديگه وزن كم نميكنم.
گفت كه اين كه درست نيست تو داري وزن كم ميكني و لي نه به اون سرعتي كه تو ميخواهي و اين خيلي طبيعي است. چرا اينقدر عجله داري؟ گفتم كه ميخواهم برم مسافرت و كسي رو بعد از ماه ها ميبنيم كه خيلي مهمه كه من حتما 60 باشم گفت كه اين ها همه اش استرس بيخودي است. تو الان مثل آدمهايي كه 59 كيلو هستند هستي. به لحاظ تناسب اندام چون كه ورزش كردي و سرعت كاهش وزنت هم متعادل بوده . ماهيچه ساختي . خودت ميگي كه به ورزش علاقمند شدي و اينها ولي يك عادت خيلي بدي رو هنوز تمام نكردي.
اون هم به دليل يك ديدگاه غلطي هست كه نسبت به اين روند كاهش وزن داري , اون هم اينه كه فكر ميكني كه تو در يك مسير كاهش وزن هستي و اين البته غلط اندازه. تو بايد بگي كه من در مسير يادگيري تغذيه سالم هستم و اين مسير ممكن هست كه تو حتي شش ماه ديگه به وزن 57 برسي و حتي شايد يك سال ديگه.
واي دهنم افتاد پايين يعني واقعا ناراحت شدم و اون هم ديد گفت كه ببين چقدر ناراحت شدي. خود اين نشون ميده. نشون ميده كه تو هنوز اين تو كله ات نچرخيده.
اصلا به كاهش وزن فكر نكن. به اين فكر كن كه بايد درست غذا بخوري . و خلاصه كلي توضيح در اين رابطه كه ديگه سرتون رو درد نميارم.
وقتي كه احساس كرد كه من كمي فهميدم و قبول كردم گفت كه خوب حالا بريم سر اشكال كار تو.
بعد منو برد تو يه اتاق كه يك ترازو بود و كلي چيزهاي ديگه. گفت كه خوب يك نون برداشت گفت كه اين نون چقدره من گفتم كه 60 گرم
بعد يك سيب اندازه گرفتم يعني گفتم . بعد يك كمي شكلات بود يك كمي ابنات و خلاصه يكسري چيزها
بعد كه همه رو نوشت همه رو وزن كرد و اندازه گيري كرد و كالريها رو گفت . تقريبا من 25 تا 30 درصد خطا داشتم . يعني يا بعضي ها رو خيلي كمتر گفتم يا خيلي هارو بيشتر گفتم. ولي او گفت كه من كلا در محاسبه كالريها مشكل دارم چون كه وزن نميكنم . گفت كه چند وقت با ترازو ك ار كردي گفتم كه يك هفته . اخه من ترازو خريدم بعد كه يك هفته شد خسته شدم ديگه وزن نكردم . بعد هم گفت كه كالري شماري در سايت كالري شماري خيلي فرق ميكنه با اين جدولها كه افراد مينويسند.
پس تو بايد به هر روزت كه حساب و كتاب ميكني اگه نميخواهي كه بري تو سايتهاي كالري شماري و يا با ترازو حساب و كتاب كني. حداقل 20 درصد اضافه بزني يعني مثلا اون روزي كه تو فكر ميكني كه 1400 تا خوردي 280 كالري بايد اضافه كني يعني ميشه 1680 . اين يكي
دوم اينكه الان روزي يك ساعت ورزش براي تو خوبه و بيشتر نميخواهد بكني . كيفيت اش هم خوبه . همينكه عرق كني خيلي خوبه.
سوم اينكه تو الان چون كه هدفت شده كاهش وزن مستمر فكر ميكني كه نبايد اين رو بخوري و چون كه اين رو به خودت ميگي خيلي زودتر مقاومتت ميشكنه و همون رو دو برابر ميخوري. و مستمر هم در استرس هستي كه چرا رژيم داري درحاليكه واقعيت اينه كه خيلي روزها اصلا رژيم نداري و ...... و اينها همه ناشي از اين هست كه در پايه تو يه چيزهايي را در مسير عوض كردي و داري كج ميري.
گفتم كه بالاخره من بايد وزن كم بكنم يا نه اينكه شما ميگيد يعني من كم نكنم؟ گفت كه حتما بايد كم بكني ولي هدف تو نبايد وزن كم كردن باشه . بايد درست زندگي كردن باشه . اون وقت وزن كم كردن درش هست. ولي وقتي كه هدف ميشه وزن كم كردن . درست غذا خوردن و زندگي كردن توش نيست. و در نهايت هم در بلند مدت وزني هم كم نميشه كلي هم اسيب ميبني.
ولي اين بار من گفتم كه همه حرفهاي شما قبول ولي من بايد حتما به عدد 61 برسم خيلي برام به لحاظ روحي مهمه . ديد كه من آدم نميشم !! گفت كه خوب اگه تو فقط هدفت وزن كم كردن هست كاري نكن نخور وزن كم ميكني . حتي ورزش هم نكني وزن كم ميكني چون كه بدنت متابوليسمش پايين نيست. بعد از كلي حرف و بحث و گفتگو كه اون هم فهميد كه من بايد حتما عدد 61 را ببنيم كه اصلا به ادامه اين مسير راضي باشم . قرارمان اين شد
من يك هفته از يكشنبه تا شنبه هفته ديگه يعني شش روز را زير هزار كالري بخورم. گفتم كه مثلا چند كالري گفت كه هر چقدر حتي ميتوني هيچي نخوري.!!! گفتم كه اين كه نميشود بالاخره يك محدوده بايد باشه گفت كه تو كه به راه من قانع نشدي حالا راه تو رو ميرويم پس هر چي كه خودت مشخص كردي بعد از يك هفته شنبه خودت رو وزن كن و برام بفرست . بعد هم از دوشنبه هفته بعد ش به مدت سه هفته سعي كن كه روي همان وزن بماني كه اين خيلي خيلي كار سختي خواهد بود و ان وقت ميفهمي كه اين كم كردن ها چقدر زود بر ميگرده و گفتم كه خوب بيا دو هفته كم كنم گفت كه خوب دو هفته كم كني بدتر ميشود و خلاصه من ديگر راضي نيستم كه دكترت باشم چون كه روز اول من خطم را مشخص كردم . كاهش وزن هدف نيست. خودش محصول اون روش صحيح زندگي خواهد بود .
خلاصه دردسر ندهم اين طوري شد فعلا كه من يك هفته ديگه سعي ميكنم كه كمتر بخورم . خودم ميخواهم مثلا روي 1000 كوك باشم بعد كه عدد 61 رو ديدم همين عدد رو تثبت كار كنم.
خلاصه كنم:
اين ميگه كه كم كردن نبايد هدف باشه . درست زندگي كردن هدف هست و كاهش وزن محصول زندگي درست است. اگه اين بحث را اشتباه بگيريد يعني كاهش وزن بشه هدف , نه روش درست كردن رو ياد ميگيريد نه در پايه به كاهش وزن ميرسيد. يعني هر دو را از دست ميديد.
براي اينكه درست زندگي كنيد بايد خوب بخوريد خوب ورزش كنيد.هيچي ممنوع نيست و اون وقت هم استرس نداري كه نميتونم بخورم و هي حريص باشي. بلكه ميدوني كه همه چيز رو ميتوني بخوري و تمرين اصلي تو اين ميشه كه هر چيزي را در شرايط متخلف با چه محاسباتي بخوري . مثلا شبي كه مهموني داري خوب ناهار كمتر بخوري. و اين يك مدت زمان كوتاه نيست بلكه يك روش زندگي است. و خلاصه اين حرفها ديگه.
نتيجه گيري اخلاقي :
دوستاني كه فكر ميكنند كه بايد وزنشون رو كم كنند و اين رو هدف قرار دادند دارند اشتباه ميكنند. !!!!!!!!!!