سلام به همه خوانندگان محترم !!!!!!!!!!

آنچه در زير ميخوانيد مصاحبه خبرنگار گروه پايداري با هنرمند و كدبانو ورزشكار و پايدرار گروه پايداري معرف همه تينا خانم گل ميباشد كه خودشان يك الگو براي همه پايداران جهان در امر كاهش وزن و تغييرلايف استايل ميباشند.


خوشتون امد حرفه اي بود؟

خب تينا جونم گلم خيلي ممنون از شما بابت اين وقتي كه گذاشتيد و اين تجربيات رو با ما در ميون گذاشتيد. بچه ها به همه توصيه ميكنم كه اين مقاله رو آموزشي بخونند و به نكاتي كه گفته شده توجه بكنند.

بازم ممنون از شما

راستي فردا روز وزن  كشي و اعلام وزنها است. هر كسي كه دوست داره. البته بگم كه  طبق قرار موثق صبا قراره اول بشه و براش كف بزنيد. _ شدم مثل صندوق انتخابات كه از قبلش همه چيز معلوم بود ديگه. واي صبا رو با اون يارو مقايسه كردم . اي واي بر من

1-     لطفا خودتون رو معرفي كنيد.


من تینا ۳۳ سالمه - ۵ ساله با یه مرد خیلی مهربون که خیلی دوستش دارم ازدواج کردم. نزدیک ۱۰ ساله کانادام. فوق لیسانس کامپیوتر دارم و شاغلم.


2-
چه شد كه تصميم به كاهش وزن گرفتيد؟

 

وزن شروع چقدر بوده؟ لطفا به كيلو گرم بگوييد.
وقتی ازدواج کردم ۶۵ کیلو بودم. اما متاسفانه دو تا اتفاق خیلی بزرگ و ناگوار در خانواده بسیار نزدیک من اتفاق افتاد که خیلی روی همه چیز تاثیر گذاشت. تنها چیزی که اون موقع آرومم می کرد شاید فکر نکردن به غذا و غذا خوردن بود! دسامبر سال گذشته من به بالاترین وزن خودم که ۹۴ کیلو بود رسیدم. در تعطیلات کریسمس که تنها بودم راجع به خیلی چیزها در زندگیم فکر کردم و تصمیمات جدیدی گرفتم که یکی از اونها برگشتن به وزن طبیعی بود.


3-
قبل از كاهش وزن اصول تغذيه شما چه بوده است؟ در اين پروسه چه تغييراتي داده ايد؟


قبل از ازدواج نه خیلی کم و نه خیلی زیاد غذا می خوردم. اما علاقه ای به خوردن گوشت و ماهی نداشتم. شیرینی هم خیلی دوست داشتم! اما بزرگترین نقطه ضعفم پنیربوده و هست!
الان ماهی خیلی زیاد می خورم. هفته ای ۴-۳ بار. گوشت رو حتما کم چربی مصرف می کنم و همینطور مصرف روغن رو خیلی کم کردم. بعلاوه از سبزیجات تازه و میوه زیاد استفاده می کنم. شیرینی رو سعی می کنم خودم آماده کنم و خیلی کنترل شده بخورم. اگه فکر کردید الان نمی تونم یک کیک رو تنهایی بخورم سخت در اشتباهید!


4-
قبل از كاهش وزن اصول ورزش چه بوده است؟ در اين پروسه چه تغييراتي داده ايد؟


دوران دانشجویی که خیلی فعال بودم و مخصوصا پیاده روی زیاد می کردم اما بعدا کنار گذاشتم مخصوصا که اینجا زمستونهای سرد و طولانی داره. اما از پاییزسال گذشته بطور مرتب پیاده روی می کنم. اول از روزی نیم ساعت که اون رو هم به ۳ تا ۱۰ دقیقه تقسیم می کردم شروع شد و روزی یک ساعت رو حتما میرم. دلم می خواد که بهار آینده توی یکی از دوهای ۵ کیلومتر شرکت کنم و دارم براش تمرین می کنم.

 

5- اين همه نظم و نظامي كه شما داريد دل همه رو برده , رمز موفقيت شما چيست؟


فکر کنم برای همه پیش اومده که یه وسیله ای رو یه جایی بذارن و بعد فراموشش کنن! من اگه غذاها رو اینجا ننویسم یادم میره! یا اگه بدون لیست برم فروشگاه حتما یه چیزی رو یادم میره بخرم. فکر می کنم دارم با خودم صادقانه برخورد می کنم که این ضعفم رو پذیرفتم و دارم باهاش کار می کنم. شما هم همگی به لطف دارید که به حساب نظم و انضباط می ذارید!
اینطوری برام راحت تره. شاید در هفته یک ربع وقت من رو می گیره که این لیست رو تهیه کنم. اینطوری می دونم که چی قراره درست کنم و هم وسایلش رو از قبل تهیه کردم و بعلاوه اصلا غذا اضافه نمیاد که یعد بخوام توی بخچال بذارم! خلاصه از سرکار که بر می گردم زیاد لازم نیست فکر کنم و طبق لیست پیش میرم!
6-
اصول رژيم شما چيست؟ كالري شماري حذف چيزي يا كم تر كردن چيزي ؟

 ....
من در طی این چند سال رژیمهای مختلف رو امتحان کردم که هر کدوم فقط برای مدت کوتاهی جواب داده. فکر می کنم محدود نکردن مواد غذایی و تنوع اونها برای من خیلی موثر بوده و من به کالری شماری ادامه میدم! من اصولا غذا دوست دارم! همه چیز هم می خورم. از انواع شیرینی و میوه و نون و پنیر و برنج و خورش!


7-
به نظر شما كسي كه در قدم اول هست بايد چه قدمهاي را بردارد؟

 
واقعیت اینه که برای کم کردن وزن فقط کم کردن کالری یا فقط ورزش کردن کافی نیست. بعلاوه اینکه خیلی از عوامل فیزیولوژیک بدن مثل مسائل هورمونی یا تیروئید هم موثره. حالا به این عوامل عصبی خوری و آرام بخش بودن غذا رو برای خیلی از ما اضافه کنید. می بینید که خیلی چیزها رو باید در نظر داشت. فکر می کنم کالری شماری بخش خیلی کوچیک و آسون کاره.
اما بزرگی و سختی این راه نباید مانع ادامه راه بشه. باید هدفها رو کوچیک و قابل دسترسی انتخاب کرد. در عین حال باید چیزهای جدید یاد گرفت. اگه قرار بود ما با چیزهایی که می دونیم به وزنی که دوست داریم برسیم که امروز اینجا نبودیم! باید خیلی از عادتها رو تغییر داد و برای خیلی ها جایگزین های بهتری پیدا کرد.

 

 

-       8-اگر امروز كه به اين جا رسيديد , و چيزهايي كه الان ميدانيد رو قبلا ميدانستيد رژيم خود رو چگونه شروع ميكرديد و چه تغييراتي ميداديد؟

رژیمم رو دقیق تر شروع می کردم. همه غذاها رو اندازه می گرفتم و وزن می کردم. ما خیلی وقتها چیزهای سالم می خوریم اما زیاد می خوریم! و باعث میشه کالری روزانه امون خیلی زیاد بشه!


9-
اگه كسي بگويد كه من وقت براي ورزش ندارم و يا حال ندارم ولي ميخواهم وزن كم كنم شما چه جوابي ميدهيد؟

می گم که باید یواش شروع کرد. من خودم از ۳ تا ۱۰ دقیقه پیاده روی شروع کردم و یواش یواش برام عادت شد. در ضمن باید بابت این تغییر عادت جایزه هم به خودتون بدید! نه جایزه خوراکی! مثلا بعد از ۱۰ کیلومتر که پیاده روی کردید یه چیزیکه دوست دارید می گیرید. دفعه بعد برای ۲۰ کیلومنر یه جایزه و بعدا برای ۳۰ کیلومتر و همینطور تا اینکه عادی بشه!

اما اینکه بدون ورزش بتونید کاهش وزن رو ادامه بدید امکان نداره! چون هر چی کمتر غذا بخورید متابولیسمتون پایین تر میاد و به جایی میرسید که وزن کم نمی کنید!


10
به نظر شما نقش كار تيمي و گروهي در كاهش وزن شما چه بوده؟

یه زمانی که تازه کارم رو اینجا شروع کردم من رو فرستادند به یه سمینار "مدیریتی" که همه خانم بودند! تنها چند نفر تازه کارمند بودند. و نکته جالب این که تمام دل نگرانیهایی که من سرکار داشتم همه اون خانمها هم داشتند! اصلا مهم نبود که خیلی هاشون بالای ۲۰ سال سابقه کار داشتند اما مشکلات همه ما یه جورایی مثل هم بود!

کار گروهی ما هم در اینجا به من این فرصت رو میده که با مشکلاتی که همه بچه ها در هر روز برای کم کردن وزن دارند روبرو شم و احساس تنهایی نکنم. ما هم همگی مشکلاتمون شبیه هم دیگه است. احنیاج به تشویق و دلگرمی داریم. از اینکه یک روز پرخوری یا بدخوری کردیم ناراحتیم و اینکه دوستان دیگه راجع بهمون چی فکر کنند دل نگرانیم! من از این که هر کدوم از دوستانمون وزن کم کنند خیلی خوشحال میشم و می دونم به زودی من هم کم می کنم. از اینکه می بینم بعضیها که خیلی بهشون علاقه مند میشم (مثل تبسم - لعبت - نانازی - میس ری - ترنج و خیلی های دیگه) وسط راه به دلایل و مشکلات مختلف ادامه نمیدن خیلی دلم میگیره.

 

11-داستان اين عكسهايي كه از غذاهاي خوشمزه ميگذاريد چيست؟

راستش سوگند اولین بار به شوخی بهم گفت عکس غذاها رو بذار! همونطوری که فکر نمی کردم با این وبلاگ دوستان به این خوبی پیدا کنم فکر نمی کردم عکسها انقدر برام جدی بشه! الان احساس می کنم یه قسمتهایی از زندگی روزمره رو برای کسانی که برام تو این چند ماه مهم شدند و هر روز زندگیشون رو دنبال می کنم می ذارم. بعلاوه دارم سعی می کنم غذاهای کمتری بخورم. با خودم می گم خوب یه همبرگر به این بزرگی بخوری همه میان می گن امکان نداشت این رژیمی باشه! در ضمن کامنتهای خیلی خوبی می گیرم! چند روز پیش دوستی برام نوشت اون غذات خیلی شله و زشته! من خودم مزه اش رو دوست دارم اما اگه ظاهرش اصلا خوب نباشه که کسی نمی تونه بخورتش. این باعث میشه به ظاهرش هم بیشتر توجه کنم.


12-
از كجا با گروه پايداري آشنا شديد؟و به نظر شما بعنوان يك عضو اين گروه اصليترين كاري كه بايد يك عضو گروه پايداري بكند چيست؟

من قبل از شروع گروه وبلاگ صبا رو می خوندم و گاهی برای هم پیغام می گذاشتیم. یه روز صبا پیشنهاد گروه پایداری رو برای من فرستاد و من هم قبول کردم. به همین سادگی!

 

13-خيلي از بچه ها ميگويند كه ميخواهند زود و تند سريع وزن كم كنند و بعد پروسه تثبيت رو بروند نظر شما در اين مورد چيست؟

در این یک مورد سعی دارم با دموکراسی کامل برخورد کنم! خودم اصلا این روش رو توصیه نمی کنم و اصلا هم بنظرم درست نیست. در این مدت ۶ ماه هم خیلی ها رو دیدم که می خواستند سریع وزن کم کنند و انصافا یکی دو ماه اول موفق بودند اما بعد ولش کردند و همه اون وزن بعلاوه یک مقدار دیگه اضافه کردند.

اما هر کس روش خودش رو داره و اگه دوست داره که این مدل رو امتحان کنه من خوشحال میشم که تشویق و دلگرمش کنم به ادامه راه.


14 -
اگر هر پيام و نكته در خاتمه اين مصاحبه داريد لطفا بگوييد.

وزن کم کردن مسیر طولانی و دشواریه. ابزار خاص خودش رو می خواد. ابزارش رو یاد بگیرید.شما خودتون بهتر از هر کس دیگه می تونید به خودتون کمک کنید چون خودتون روبهتر از هر کس دیگه می شناسید. نقطه ضعف داشتن اصلا عیب نیست. آدم باید نقطه ضعفهاش رو بشناسه و بتونه با اونها کار کنه. رژیمی که برای یک نفر کار می کنه ممکنه برای شما کار نکنه. داستان آدمهای موفق رو بخونید. ببینید شانون چند ماه که صبحانه میوه می خوره. بخونید آرام چقدر در پیاده رویهاش ثابت قدمه! نگاه کنید صبا با چه انرژی و جدیدتی داره این موضوع رو دنبال می کنه! همه ما می تونیم... اگه فقط بخواهیم
!