تبليغاتX
كاهش وزن تپل ها

كاهش وزن تپل ها

و ما همه با پايداري و تشكيل گروه پايداري و پشتبياني از همديگر به هدف خواهيم رسيد.

و مسابقه هفته اول به كجا رسيد


بچه ها اين را خوندم و فكر كردم كه خوبه كه هم پاي ماهي خوري كه الان به يك ماهي خور خيلي قهار تبديل شدم , حبوبات خور بشم. اين رو بخونيد


عده ای بر این باورند که عدس، نخود و لوبیا چاق کننده اند، درحالی که کاملاً برعکس است،در بسیاری از کشورها، حبوبات بخش اصلی غذای روزانه مردم است. ظاهراً اسپانیایی ها بیشتر از همه حبوبات مصرف می کنند و انگلیسی ها مجبورند هرساله ده ها میلیون تن لوبیا وارد کنند تا ذائقه ملی شان را راضی نگه دارند.
اگر شما نیز فکر می کنید حبوبات ارزش غذایی ندارند و فقط تولید نفخ و چاقی می کنند، کاملاً در اشتباهید. حبوبات سرشار از پروتئین، فیبر و مواد معدنی به ویژه منیزیوم هستند و تنها چیزی که ندارند چربی است، چه بهتر،یک فنجان لوبیا قرمز، عدس یا نخود پخته شامل ۱۴ گرم پروتئین است (معادل پروتئین موجود در یک پرس غذای گوشتی).
همچنین در آن ۹ گرم فیبر (معادل یک کاسه غلات) وجود دارد، ۸۰ میلی گرم منیزیوم (دوبرابر بیشتر از یک پرس غلات)، ۵۶۰ میلی گرم پتاسیم (به اندازه یک پرتقال) و فاقد حتی یک گرم کلسترول است. یعنی غذایی که همه عناصر لازم در برابر عادات بد غذایی و اضافه وزن را داراست، بنا بر آخرین تحقیقات دقیق روی عادات غذایی امریکایی ها، کسانی که حبوبات می خورند وزنشان ۳ کیلوگرم کمتر است و سایز کمر باریک تری دارند (۹/۱ سانتی متر کمتر) که میانگین استاندارد ۳/۳ کیلو و ۵۴/۲ سانتی متر اختلاف است (بدون به حساب آوردن نوجوانان). حبوبات فاقد لیپیو و اسیدهای چرب هستند، بنابراین مصرف کنندگان لوبیا ۲۲ درصد کمتر از سایرین در معرض چاقی هستند.




خوب سلام به همه گلهاي زيبا

ياسمن جان وب سايت را بده كه بيايم

نسترن جان وب سايت را بده كه بيايم

نارگل جونم , بدو بيا كه دوباره شروع كنيم اصلا هيچ مشكلي نيست .

شانون جونم براي هفته ديگه اين موارد را دوباره در امتيازات ميگذارم قبول داري كه جدول امتيازات اولي خيلي خوب بود؟ همون كه اولين بار در مسابقه استفاده كرديم . حالا ولي كمي تغيير ميديم

سارا جونم شما عضو گروه شده ايد پس بدو شروع كن وزنت رو اعلام كن و هفته ديگه اين موقع بايد نيم كيلو كمتر باشي و روزي  نيم ساعت جنبش داشته باشي.

ميگم كه بايد برم ورزش . امروز به تعهدم برسم.

در مورد قاچ شدن پوست بعد از لاغري من سعي ميكنم كه برايت يك مطلبي بفرستم چون كه دختر عموي من هم اينطوري شده ولي بعدش خيلي بهتر شد بهت ميگم

بچه ها همه تا اخر امشب جمع امتيازات رو بگيد.

گوش كردن به شكم يعني اينكه هر كسي با آرامش غذا ميخوره و سعي ميكنه يواش يواش غدا بخوره و بعد به نداي ته شكم كه ميگه من سير شدم گوش كنه. اين ندا در ما تپل ها خيلي ضعيفه چون كه هيچ وقت گوش نكرديم.

خوب بچه ها من هفته گذشته حدود نيم كيلو كم كردم و الان 61 شدم . اميدوارم كه بالاتر نره . خيلي اين رفتن به 60 برام سخت شده . چون كه هر چند وقت يك بار دوباره شروع به خوردن چيزهايي ميكنم كه نبايد بكنم مثلا امروز سه تا شكلات نعنايي و دو تا نون شيريني خوردم ولي ناهار سبزيجات و مرغ خوردم . بعد هم كلي لواشك .

ديشب هم چلوكباب خوردم يعني كمي بعضي اوقات از دستم در ميره . بهرحال اين هفته همه با هم به كاهش وزن ادامه ميديم.

راستي يك نكته ديگه بچه هايي كه ميخواهند وزن كم كنند و گفتند كه چطوري عضو بشيم بايد بگم هيچي فقط وب سايت رژيمي بزنند و شروع كنند. همين

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 15:17  توسط صبا  | 

سلام به همه بچه ها



شكيبا جونم شرمنده نميدونم كه چرا نميتونم برات كامنت بگذارم يعني وب شما براي من فيلتره نميدونم كه مشكل چيه ولي مهين وبلاگ كلا براي من فيلتره. لطفا اگر كسي اين را ميتونه براي شكيبا كپي كنه و بگذاره و بدونه كه خيلي بهش فكر ميكنم و به اميد اينكه هميشه سالم و تندرست و در مسير پايداري باشه.


سلام نسترن جونم و مبينا عزيز

نسترن جونم يك وب لاگ داشته باشي خوبه چون كه بچه ها بهت سركشي ميكنند و كمك ميكنند. وزنت را اعلام كن و شروع كن

مبينا جونم من در مورد شل بودن عضلات خودم تجربه اي كه داشتم ورزشهاي قدرتي است .مثلا عضلات رون خودم هم شل شده بود يا شكمم ولي با تمرينهاي قدرتي مثل دمبل و طناب كشي كه هر روز انجام ميدم خيلي بهتر شده و من ديگه بدنم سفت شده . يك دمبل بگير و يك طناب كشي و هر روز حدود ده دقيقه ورزش كن بهت خيلي كمك ميكنه 

خوب بچه ها من دوباره برم , ميايم . امروز بين شيريني هويج انتخاب كردم ولي هنوز از تو فكر شيريني بيرون نيامدم فكر كنم كه برم يك شكلات تلخ بگيرم كه يه كوچولو بخورم ولا تا شب منو اين قلقلك ميده و خطرناكه .

بايد به شكم گوش كرد ديگه بعضي اوقات هم اينوريه . يعني ميگه من اين رو ميخواهم بايد بهش بدي به جاي شيريني با هويج كنار نميايد.




سلام گلهاي زيبا

خوبيد شما ؟ همه چيز رو به راهه؟ واقعا دلم براتون تنگ شده , اين روزها خيلي سرم شلوغ بود ولي از هفته ديگه بهتر ميشه.

اين چند روز خيلي خوب بودم . يك غذاي سبزيجات با براكلي و كلم و سنيه مرغ و پنير درست كرده بودم كه خيلي خوشمزه بود .

ماهي هم خوردم . ديگه اينكه خيلي همه چيز رو به راهه ولي وزنم همون 61 مونده يعني اين هفته حدود 500 گرم تقريبا كم كردم ولي فكر كنم كه اين كم كردنها در نتيجه كم تر خوردن است ولي وزني كم نكردم.

تجربه گوش كردن به شكم واقعا خيلي به من كمك كرده و خيلي خوب دارم روي خودم كنترل كسب ميكنم.

ببخشيد الان بايد بروم . فعلا تا بعد

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 11:9  توسط صبا  | 

دوشنبه و سه شنبه چگونه پيش رفت؟

با سلام به همه گلهاي زيبا و رقيبان عزيز

خوب بچه ها من يكشنبه صبح رفتم لندن و امروز صبح برگشتم و يك ميتنگ داشتم كه شركت كردم و خيلي خوب بود.

كمي ناپرهيزي كردم البته نه خيلي ولي خوب سيب زميني سرخ شده خوردم و كمي شكلات ولي راه زياد رفتم و حسابي ورزش كردم

بعد كه اومدم خوابيدم تا الان كه فردا دوباره ميرم سر كار

چند تجربه داشتم بهتون ميگم

1-وزني كه زود كم كردم يعني از 63 تا 60 كه چند ماه پيش خيلي سريع با نخوردن و اينها كم كردم خيلي زود هم ميايد بالا تا كمي مثلا سه هفته خودم رو ول ميكنم سريع ميشم 62 ولي وقتي كه روي يك كيلو وقت گذاشتم و با صبر و حوصله كم كردم مثلا از 65 تا 63 ديگه هيچ وقت نشد كه به اين وزن برسم؟ فكر كنم كه اين يه قانون هست پس من  الان كه 61.4 هستم ميخواهم خيلي آروم اين وزن رو كم كنم و تصميم گرفتم كه تا ژانويه كه تولدم هست به جاي اينكه كوك بشم كه به 55 برسم مثلا به 58 برسم بعد دوباره تا  عيد نوروز كه ميشه حدود سه ماه سعي كنم كه به 55 برسم  .يعني وقت نهايي خودم رو براي رسيدن به 55 تا عيد نوروز گذاشتم . اين باعث ميشه كه ديگه دنبال نخوردن نباشم بلكه بيشتر آداب خوردن را تغيير بدم .


2- گوش كردن به شكم به نظرم خيلي خيلي مهمه , كاملا براي من جديده و من واقعا تمام عمرم غذا و به طور خاص تنقلات رو بدون اينكه اصلا احساس كنم خوردم ولي الان دارم تلاش ميكنم كه واقعا حس كنم كه دارم يه چيزي ميخورم. مثلا تو هواپيما ديشب يك مارس خريدم ميخواستم بخورم يك مارس كوچولو كه قبلا يكهو ميگذاشتم تو دهنم و تمام ميشد و اصلا هم منو ارضا نميكردم. گفتم كه خوب لذت ببر ازش . يك كوجولو رو گذاشتم دهنم و تمركز كردم و گفتم كه خوب حسش كن و بعد باورتون نميشه خوشمزه ترين شكلاتي بود كه اين مدت خوردم . يعني خيلي بهم چسبيد و بعد هم با همون كوجولو ديگه تونستم نه بگم و بقيه اش را گذاشتم تو جيبم . كاري كه هميشه اين دوستاي لاغر من ميكردند كه منو حرص ميداد كه خوب بابا يك شكلات كه اين كارا را نداره خوب بخور ديگه . ولي بهرحال تجربه خوبي بود. بعد امروز تو خونه در حاليكه داشتم با كامپيوتر كار ميكردم يك چاي سبز و يك شيريني ايراني اوردم و اصلا نفهميدم كه اين شيريني را كي خوردم يكهو ديدم كه نيست؟ يعني قورتش دادم وسط كار و اصلا نه بهم لذت داد نه حس كردم كه چيزي خوردم و نه هيچي؟ من فكر ميكنم كه صبح تا شب ما تپلها اينطوريه. غذا رو اصلا حس نميكنيم و لذا هرچي ميخوريم سير هم نميشيم.

پس همه سعي كنيد كه با تمركز غذا بخوريد. حس كنيد كه داريد غذا ميخوريد و به حس و نداي اون ته دلتون كه ميگه كه سير شدم گوش كنيد و سعي كنيد كه اين صدا رو تقويت كنيد.

خوب ديگه بچه ها سر نميزنم فكر نكنيد كه بهتون فكر نميكنم .

سما جونم خوشحالم كه تو مسابقه هستي حتما ادت ميكنم.

و بقيه بچه ها .

خوب امتيازهاي دوشنبه من 18 تا شد.

اميتاز سه شنبه را اخر شب حساب ميكنم.


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 20:8  توسط صبا  | 

به پيشواز روز سوم ميريم

سلام به همه شما زيبا رويان


اين رو تو وب مهديه جونم خوندم ديدم كه حيفه كه همه نخونند ,


کا رامروزم که نوشتم ۴ ساعت فعالیت مداوم این بود که از ساعت ده ونیم صبح تا یک و نیم و از ساعت پنج و نیم تا ٧ شب داشتم جمع و جور و رفت و روبو تغییر چیدمان خونه و گونی کشیدنو جمع اوری وسایل اضافی از تو کمدها و دوباره چیدن اونا وکلی ظرف شستن و .......... حسابی عرقمو دراورد.ولی در عوض خونم مثل قبل عین دسته گل شد.ضمن اینکه مدلش هم عوض شد و کلی بهم روحیه داد.خوب این از فعالیت

٢:انتخاب اصلح من یکی واسه خاطر خوردن شیرینی بود که به جاش رفتم میوه خوردم . دومی هم باز دلم ضعف میرفت همش میخواستم برم یه چیزی بخورم اما به جاش سرمو به کار گرم کردم تا یادم بره.هم کالری سوزوندم هم اون حالتم بر طرف شد.

٣:قند و شکر را که مدتها است نمیخورم.

۴:گوش دادن به شکم و اهسته خوردن را سعی کردم در هر سه وعده مراعات کنم.مخصوصا سر صبحانه که با اون نون سنگک تازه و داغی که شوشو جون خریده بود خیلی سخت بود.اولش نون را وزن کردم.خواستم حدود ۵٠ گرم بخورم.منتها دو تکه کردمش و سعی کردم اروم اروم قسمت اول را بخورم.تکه های نون را خیلی کوچک گرفتم و سعی کردم اول لقمه ها را در دهنم مزه مزه کنم بعد بجوم و خیلی دیرتر قورت بدم.احساس خوبی بود.تکه اول نون که تموم شد بازم دلم میخواست که بخورم.منتها تصمیم گرفتم به مغزم اجازه بدم تا پیام سیری را دریافت کنه.خودم را با حرف زدن از خوردن دور نگه داشتم.هر چند هنوز چشمام دنبال نون سنگک تازه خاش خاشی میدوید.دقیقا ٢٠ دقیقه بعد دیدم ولعم به خوردن خیلی کم شد.و بعد واقعا و در کمال تعجب احساس کردم کاملا سیرم.!!!!!

این روند را در مورد نهار و شام هم انجام دادم.و فهمیدم مشکل ما اینه که به سرعت اونقدر میخوریم که فقط از ورم کردن معده میفهمیم سیر شدیم.ولی اگر واقعا به خودمون و این بدن بیچاره زمان بدیم شاید با یک چهارم اون حجمی که قبلا میخوردیم کاملا سیر میشیم.اینو مدیون صبا هستم.ممنون خانم معلم.

۵:سبزیجات هم که هم غذای ظهرم سوپ بود که کلی سبزیجات توش ریختم هم شامم را مخلوط سبزیجات پخته گرفتم.الان هم خیلی سبکم.


خيلي با حاله نه؟ باريكلا مهديه  من هم دقيقا همين تجربه رو داشتم كه وقتي كه به غذا تمركز ميكني و حواست هست كه چي ميخوري خيلي خيلي زود سير ميشي و آهسته تر ميخوري و خيلي خيلي مثبت هاي ديگه.

مثلا چند روز پيش من يك سيب دستم بود و يك تيكه شكلات بعد يكهو خواستم از طبقه پايين بيايم بالا در وسط راه كه نميدونم كي بوده شكلات رو خورده بودم وقتي كه رسيدم بالا ديدم كه فقط سيب دستم هست؟ يعني در چند ثانيه . بدون اينكه اصلا بفهم و حتي لذت خوردن رو ببرم.

ما تپلها اينطوري هست كه تپل ميشيم . بايد اين ها را تغيير بدهيم كه وقتي يك چيزي ميخواهيم بخوريم دقيقا بدونيم و بدن هم آماده باش باشه كه داره چيزي وارد ميشه كه طبيعي كار كنه والا همين داستاني است كه مهديه اون بالا توضيح داده . كسي ديگه هم تجربه داره؟ بيايد بگه.



با سلام به همه بچه هاي گل و بلبل

لي لي جان به مسابقه تقويت اراده و شناخت شكم و بدن خود خوش اومديد. ما كه خيلي خوشحاليم كه شما هم هستيد.

راستي همه كساني كه تو مسابقه هستند يك بار اينجا بنويسند من هم كه ديگه از دستم در رفته كي هست و كي نيست. من اصل را بر اين گذاشتم كه همه هستند ولي خوب لطفا يك بار بگيد كه روزانه بيشتر به شما سر بزنيم.


خوب مارال جونم خيلي خوشحالم كه خوشت اومد به نظرم كه هر چي به اعماق بدنم بيشتر نفوذ كنيم شانس اينكه بتونيم بعد ديگه عادات بد را پشت سر بگذاريم بيشتره

مهشيد جونم خوشحالم كه خوشت اومد بدو بيا كه خيلي با حالي

شانون جونم اره خيلي خوشمزه شده بود البته من خامه نريختم ولي با سيب زميني شيرين خيلي خوب شده بود . به نظرم كه خيلي كار خوبي كردي كه قبل از مهموني خوردي.


عاطفه جونم ده دقيقه بعد از نيم ساعت يعني اگه كسي مثلا 40 دقيقه فعاليت متوسط داشت يعني يك نيم ساعت و يك ده دقيقه اضافه بر آون كه خودش امتياز جدا داره

آرام گلم خيلي خيلي خوش اومدي و جات خيلي خالي بود بدو بيا بگو ببنيم كه چندني؟ واي كه چه بشه اون روزي كه تو 69 بشي من حسابي شاد ميشم.

خوب بچه ها امروز خيلي آرام ناهار خوردم بعد كه سبزيجات رو خوردم و اينها يكهو احساس سير بودن بهم دست داد و من هنوز دو سوم ماهي را نخورده بودم؟ بعد گفتم كه نه بابا ماهي كه خوبه بگذار بخورم ولي بعد گفتم كه بابا سير هستي چرا ميخواهي بخوري؟ بعد ديگه نخوردم و دادم به يكي از دوستام كه ناهار نخورده بود و از اين ماهي هم خيلي خوشش اومده بود و ..

ولي بلوط خوردم كه خيلي راست ميگيد پر كالري هست ولي داغ داغ درست كرده بودم و چسبيد.

خوب بچه ها جونم

و اما داستان اميتازهاي من امروز : 


نيم ساعت فعاليت سبك يك امتياز
ده دقيقه اضافه بر نيم ساعت فعاليت سبكيك امتياز
نيم ساعت فعاليت متوسط 2 امتياز
ده دقيقه اضافه بر نيم ساعت فعاليت متوسط2 امتياز2
نيم ساعت فعاليت سنگين 3 امتياز0
5 دقيقه اضافه بر نيم ساعت فعاليت سنگين 3 امتياز
سركشي به دوستان و انرژي مثبت دادن به هر يك نفر يك امتياز5
نخوردن قند و شكر در هر نوع بيش از 50 كالري5 امتياز
انتخاب اصلح در جهت تغذيه مناسب به هر انتخاب 5 امتياز5 امتياز10
گوش كردن به شكم در حين غذا خوردن و آهسته خوردن در هر وعده 5 امتياز5
خوردن حداقل يك ليوان سبزيجات در طي روز 3 امتياز



جمع كل امتيازات امروز من  25





+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 19:4  توسط صبا  | 

آماده مسابقه روز دوم


صبح همگي به خير

واي چقدر خوبه اين يكشنبه ها كه ميتوني تا ساعت 10 صبح بخوابي و خوش باشي .

سالومه جونم , شرايط مسابقه اينه كه بايد روزانه به خودت طبق جدولي كه در پست روز اول مسابقه گذاشتم امتياز بدي هدف مسابقه يكي تحرك رو بيشتر كردن دومي بدن خود را كشف كردن و تقويت اراده هست .

هر كسي كه ميخواهد شركت كنه بايد وزنش رو بگه و بيايد بگه كه من هم بازي

بعد هم ديگه شروع كنه تو وبش يا اينجا بيايد امتيازاتش را بگه بعد هم اخر هفته امتيازاتش را جمع بزنه و شنبه صبح اعلام كنه كه امتيازات هفته اش چقدر بوده.

مسابقه يك جايزه هم داره كه من بعدا ميگم. اره ديگه خيلي مهيج ميشه.

مسابقه الان يك هفته است ولي سعي ميكنيم كه هر هفته يك موضوع اصلي داشته باشيم .

سركشي و دادن انرژي مثبت به همه افراد و دعوت همه به مسابقه باعث ميشه كه فرد خودش هم انگيزه اش بيشتر بشه.

الان تعداد بچه ها زياده و نميشه به همه سركشي كرد ولي سعي كنيد كه معمولا به كسي سركشي كنيد كه از دست در ميره. يعني كساني كه فعال نيستند نه اينكه به كسي سركشي كنيد كه خودش فعال هست چون كه اون كه حتما سركشي ميشه.

خوب ديگه اينكه خيلي خوشحالم كه روز يكشنبه ام را شروع كردم چون كه ناهار ماهي ميخورم.

راستي ديروز رفتم بلوط خريدم كه امروز بگذارم روي زغال و بلوط زغالي بخورم ولي مثل اينكه خيلي كالري داره خوب اشكال نداره دو تا بيشتر نميخورم بقيه رو ميدم به دوستام.

امروز يادم باشه كه ورزش كنم. راستي من دوشنبه و سه شنبه ميرم يك سفر دو روزه ميتنگ دارم اگه تونستم ان ميشم ولي اگه نشد بدونيد كه چهارشنبه ميايم.

خوب دوباره امروز ميايم پيش همه شما

تا ميتونيد سعي كنيد كه بدن خود را بشناسيد. به علايمي كه ميده گوش بديد يعني ياد بگيريد كه كي گرسنه هستيد كي سير ميشيد و اين بالاترين رمزي هست كه لاغرها دارند. ديديد چند قاشق كه ميخورند ميگند كه ديگه جا نداريم؟ ديگه پر شديم؟ خوب براي اينكه اون حس گوش كردن به شكم اونها خيلي قوي هست و بر اشتهاشون غلبه ميكنه ما هم ياد بگيريم حتما اينطوري ميشيم.

خوب انتخابهاي اصلح خودتون رو بيايد بنويسيد و تجربه هاي گوش كردن به شكم رو بگيد . آخ اي شكم , كي ميشه كه اينقدر دلت شكلات و شيريني نخواهد و به ذره قانع باشي؟؟





سلام به همه

خوب آماده مسابقه روز دوم هستيد؟ به شكم خودتون گوش كرديد؟ زود كه سير شديد قاشق را پايين گذاشتيد ؟ و ديگه تا ته بشقاب را نخوريد؟ من امروز امتحان كردم و خيلي خوب بود. و خيلي چيزا ياد گرفتم

بعد هم امروز هر طور شده بود ورزش را رفتم و بعد هم كل روز روحيه ام خيلي خوب بود.


بعد هم امروز به دليل اينكه ميخواستم شام بيرون برم , هيچي از صبح بجز دو تا سيب نخوردم كه خيلي خوب بود و شام هم حدود 600 كالري خوردم .

فردا ظهر هم ماهي ميخورم و خلاصه به خودم خوش ميگذرونم. به به ماهي با سبزيجات مثل شانون جونم كه درست كرده من تو سبزيجاتم بادمجونم نميريختم ولي فكر كنم كه از اين به بعد بريزم شايد مثل شانون بوي كره بده؟

پيش به سوي امتيازهاي بيشتر و بيشتر


+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 20:1  توسط صبا  | 

شنبه روز شروع مسابقه انتخاب اصلح

سلام به همه بچه ها


امروز من 35 امتياز گرفتم خيلي خوب خوردم و خيلي هم خوب ورزش كردم و حسابي خوشحالم .

اين هفته سعي ميكنم كه كمتر خودم رو وزن كنم شايد شنبه ديگه كمي پايين اومده باشم. الان كارام زياد شده و خيلي بهتر ميتونم خودم رو كنترل كنم.

خيلي خوشحال ميشم كه شما همه اميتازهاي خوبي داشته باشيد و روزهاي خوبي را در پيش داشته باشيد.

من امروز يه حس خوبي داشتم حس ميكردم كه چقدر اين كار باارزشه كه ما اينطوري بهم كمك ميكنيم و براي هم وقت ميگذاريم نه؟ من خيلي خوشحالم كه شما رو دارم و احساس ميكنم كه در سختترين شرايط روحي به هم كمك ميكنيم ...


oخوب سلام بچه ها

نميدونم كه مشكل چي بود كه فانت ديده نميشد كه خدا رو شكر شكمو جونم نجات داد و گفت كه رنگ را عوض كنم .

خوب بچه ها ببخشيد اگر كامل نيست چون كه من ميخواستم متمركز بشم روي چند چيز ديگه اب خوردن و خيلي چيزهاي ديگه البته ضروري است ولي بهرحال ديگه گفتم كه خيلي زياد ميشه امتيازها

فعاليت سبك يعني چيزي مثل پياده روي خيلي آروم وقتي كه آدم مثلا داره ويترين ها را نگاه ميكنه

فعاليت متوسط يعني كمي تند ولي نه اون قدر كه در حين راه رفتن نتوني صحبت كني

فعاليت سنگين بيشتر يعني ضربان قلب خيلي بالا تر از معمول ميره

بعد هم انتخاب اصلح كه ميدونيد مثلا من امروز به جاي نان و پنير يك ليوان شير خوردم , تقريبا همون كالري بود ولي خوب شير را انتخاب كردم .

يا مثلا من بجاي سيب زميني همراه غذا سبزيجات خوردم . متوجه شديد؟

گوش كردن به شكم هم يعني اينكه به جاي اينكه فقط با چشم غذا بخورم تامل ميكنم كه شكم من ايا سير شده يا علامتي از خودش نشون ميده؟ احساس سير بودن بهم دست ميده؟ بايد آرام و متمركز غذا بخورم كه اينها را ياد بگيرم.

خوب سركشي هم ميدونيد ديگه از مهمترين كارها است. صبر كنيد من الان بيام به چند نفر سركشي كنم

راستي من امروز خيلي دختر خوبي بودم.

از صبح يك ساعت پياده روي خيلي تند و از روي شيب و سربالايي رفتم كه حساب ميشه فعاليت متوسط

بعد هم يك ليوان شير خوردم, ناهار نخوردم چونكه شب ميرم بيرون بجاي شكلات امروز يك سيب خوردم.

شب هم ميرم بيرون و اگه شد اخر شب دمبل ميزنم.

خوش باشيد همگي





با سلام به همه گلهاي زيبا

بچه ها امروز مسابقه انتخاب اصلح شروع ميشه.

جدول امتيازات رو من اينطوري تنظيم كردم

هر كسي روزانه به خودش اميتاز بده.

هر كسي سعي كنه كه روزانه انرژي مثبت به گروه بده به طور خاص به هم وزني هاي خودش

هفته ديگه شنبه همه اعلام وزن كنند و بگند كه چقدر هستند ولي اين مسابقه روي كم كردن وزن نيست به كسي كه بيشترين امتياز را بياره يك جايزه تعلق ميگيره. جايزه رو من بعدا ميگم

پس اين هم شما و اين امتيازات موفق باشيد 

من دوباره بر ميگردم


نيم ساعت فعاليت سبك يك امتياز
ده دقيقه اضافه بر نيم ساعت فعاليت سبكيك امتياز
نيم ساعت فعاليت متوسط 2 امتياز
ده دقيقه اضافه بر نيم ساعت فعاليت متوسط2 امتياز4
نيم ساعت فعاليت سنگين 3 امتياز1
5 دقيقه اضافه بر نيم ساعت فعاليت سنگين 3 امتياز
سركشي به دوستان و انرژي مثبت دادن به هر يك نفر يك امتياز10
نخوردن قند و شكر در هر نوع بيش از 50 كالري5 امتياز5
انتخاب اصلح در جهت تغذيه مناسب به هر انتخاب 5 امتياز5 امتياز10
گوش كردن به شكم در حين غذا خوردن و آهسته خوردن در هر وعده 5 امتياز5
خوردن حداقل يك ليوان سبزيجات در طي روز 3 امتياز



جمع كل امتيازات امروز من  35




+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 9:11  توسط صبا  | 

به به چه هوايي

سلام به همه

سلام , امروز رفتم يك نيم ساعت پياده روي اول صبح كه خيلي خوب بود.

صبحونه نخوردم ولي ناهار خيلي مفصل خوردم با شيريني و همه چيز كه فكر كنم كه حدود 1000 تا شد. تا شب فقط دو سه ميوه ميخورم و تمام .

ديروز خيلي خوب بود و حدود 1200 كالري ماكزييم خوردم  و ورزش هم كردم و خيلي خوب بود.

بعد هم امروز ناهار را مفصل خوردم ولي شام را سالاد و سبك ميخورم و ميوه

و فردا هم كمي رعايت ميكنم كه شب بتوانم با دوستام برم بيرون.

راستي از فردا مسابقه داريم .

گلي جونم وب ات را بده كه برايت بنويسم ولي عضو شدن هيچي نيست فقط اينكه يك وب داشته باشي و بخواهي كه عضو بشي

بعد هم همين ديگه. من فعلا برم . تا بعد

من مطمئن هستم كه تا اخر نوامبر به 59 خواهم رسيد.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 13:41  توسط صبا  | 

50 كالري شيريني فقط

سلام گلهاي زيبا

من امروز فقط 50 كالري شيريني ميخورم اين خيلي تصميم مهمي هست ها يادتون باشه تينا هم به اين گروه قند ستيزتان پيوسته كه ما با هر گونه شيريني و قند در حال ستيز هستيم . البته براي يك هفته ديگه بعدش آشتي ميكنيم به خودمون جايزه ميديم.

خوب ديروز خيلي خوب بودم واقعا جا داشت ترازو منو حسابي جايزه ميداد ولي متاسفانه هيچي نشد فقط الان شدم 61.4 يعني حدود صد گرم كم كردم ولي من واقعا فكر ميكنم دارم ماهيچه درست ميكنم چون كه ورزشم زياد بوده و خوب هم ميخوردم پس عضله ساختم .

خوب شنبه يك مسابقه داريم كه همگي آمادگي حسابي جنبش در كردن از خودشون رو داشته باشند. يعني بايد يك هفته حسابي عرق بريزيم و صفا كنيم .

من ميخواهم شبها روزي 5 دقيقه بدوم قبل از خواب و روزها هم پياده روي و دوچرخه بزنم.

امروز هم غذام ماهي است كه ظهر سالاد ميخورم و عصر ماهي ميخورم . كالري را بين 1000 نگاه ميدارم و حسابي هم ورزش ميكنم.

من بايد تا اخر هفته به عدد 61 برسم . حالا ببنيم چي ميشه.

بچه ها به همه سركشي كنيد من الان واقعا وقت ندارم ولي حتما شب بهتون سر ميزنم.

موفق باشيد. ريحانه جونم چشم حتما تو رو هم درست ميكنم نگران نباش دوباره كم ميشي .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 9:19  توسط صبا  | 

چه روز خوبي

سلام گلهاي زيبا

امروز صبحونه نخوردم. ناهار سالاد خوردم با ماست و عصرونه هم نارنگي و سيب ميخورم و بعد شام ماهي و سبزيجات ميخورم سعي ميكنم كه كالري حدود 1000 نگاه دارم.

ديشب حدود 10 دقيقه طناب كشي و دمبل كار كردم و همه دستام و پشتم امروز درد ميكنه ولي فكر كنم كه ماهيچه هاي دستم و بازوم كمي سفت بشه خيلي خوشگل ميشه چون كه الان خيلي شل و ول هست.

امروز يك دوستم گفت لاغر شدي كه خيلي خوشحال شدم البته ترازو منو بيشتر نشون ميده حدود 61.5 ولي بهرحال

خوب امروز داشتم فكر ميكردم كه من به راحتي ميتونم وقتي كه دانشگاه هستم كمتر غذا بخورم يعني ناهار ا ميتونم ساده بخورم ولي شام را كه حدود ساعت 18 ميخورم بيشتر بخورم و اينطوري برام خيلي بهتره . امروز كه خيلي خوب بود چون كه از صبح كه بيدار شدم تا ناهار يك چاي و يك شكلات سياه كوچولو خوردم و بعد ديگه دوستم بهم شيريني داد كه نگرفتم بعد هم ديگه كلي ذوق كردم

امروز  حتما يك ساعت پياده روي را ميرم

راستي مسابقه روز شنبه  من يك سري امتيازات رو پيشنهاد ميكنم كه مينويسم و شما هم نظر بديد كه بتونيم با تغذيه سالم و ورزش وزن اضافي را كم كنيم .

خوب فقط اومدم بگم كه خيلي خوب بودم تا الان و كمك كنيد كه تا اخر شب هم همينطوري خوب پيش برم.

الان خيلي  انتخابهاي خوب كردم راستي رفتم خريد به جاي شكلات و كيت كت خرمالو خريدم.

به جاي چيپس بلوط خام گرفتم كه خودم بو بدم و بخورم . البته روزي يك عدد

بعد هم كلي ميوه كه شبها كه گرسنه ميشم به جاي شكلات خوري ميوه خوري كنم.

با يكي از دوستام هم قرار گذاشتم كه از ساعت 20 شب به بعد به جز هويج و ا ب هيچي نخورم.

امشب هم ماهي دارم به به كه الان در اب ليمو و زنجفيل و سير گذاشتم كه مزه بگيره واي دهنم اب افتاد .

خوب همين ديگه . اهان براكلي هم ريختم تو ظرف آماده كه فقط بگذارم تو مايكرو ويو و خلاصه يك شام درست و حسابي بخورم.

فعلا خداحافظ تا بعد. ورزش يادتون نره. روزي يك ساعت ورزش شما را بي نهايت زيبا ميكنه

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 13:32  توسط صبا  | 

آمروز دختر خوبي بودم

سلام به همه گلهاي زيبا


امروز دختر خوبي بودم.

كالريم كمي زياد بود ولي در خوردن شيريني خيلي كنترل پيدا كردم به خيلي چيزها نه گفتم و خيلي انتخابهاي خوبي كردم.

مثلا امروز بجاي خوردن نان , شام گر يپ فورت خوردم كه هم سير كننده است و هم خيلي خوبه ديگه

بعد به جاي خوردن شيريني باز سيب خوردم.

نانم رو كم كردم و به جاش سبزيجات خوردم.

امروز هم رفتم خريد و كلي سبزيجات و ماهي خريدم كه فردا هم ماهي درست ميكنم.

امروز ورزش زياد نكردم فقط حدود 30 دقيقه پياده روي كردم ولي شب حتما دمبل ميزنم

من الان بايد برم دوباره ميايم جدولم رو به روز ميكنم.

راستي فردا صبح ميرم يك ترازو جديد ميخرم چون كه دوست ندارم هر روز منو 8 كيلو بيشتر نشون ميده اخه قبل از رفتن روي عدد هشت كيلو هست بعد من بايد كم كنم.

كاش كه روي ترازوي جديد مثلا بشم 60 . ولي خوب اگه نشد اشكال نداره .

فردا هم سعي ميكنم كه كالري را كمي متعادل تر كنم چون كه شيريني را كه كم كردم م ميمونه نان رو بايد كمتر كنم.

همه كه خيلي خوب داريد پيش ميريد . از شنبه هم مسابقه ميگذاريم.

خوب فعلا تا بعد . موفق باشيد همه

شكيبا جونم نه من باز نتونستم تو رو باز كنم فيلتره برام نميدونم كه چرا؟

نيلوفر جونم مرسي گلم خيلي زحمت كشيدي كه اينقدر توضيح دادي من سعي ميكنم كه حتما چك كنم و اگر سوال داشتم اسكاپي ميزنم بهت.

خيلي همه گليد. راستي من بايد اين هفته هر طور شده 300 گرم كم كنم ديگه. شب هر طور شده دمبل و طناب كشي را ميرم. تمرينات قدرتي خيلي خيلي تاثير گذار هستند. راستي امروز 50 ست هم دراز و نشست را ميرم. خوش باشيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 21:19  توسط صبا  | 

گروه بندي جديد پايداران , هر كسي اسم نداده بدود

سلام به همه گلهاي زيبا جون


قبل از هر چيزي شانون عزيز متاسفانه هر كاري ميكنم وبت برام باز نميشه . براي همين نتونستم بهت سر بزنم والا كه شما همه بالاي سر من هستيد و خواهيد بود.

بعد هم بچه ها بر اساس وزني كه گفتيد گروه بندي كردم كه اينجا است


گروه بندي جديد 


بعد هم يه چيزي من امروز بهتر بودم هر روز دارم كنترل بيشتري روي خودم بدست ميارم امروز نزديك به دو ساعت پياده روي كردم كه خيلي خوب بود و ديشب هم ده دقيقه دمبل زدم كه باز خيلي خوب بود.

خوب من پيشنهادم اينه كه هر كسي بر اساس شاخص هفته اي كه خودش مشخص ميكنه كاهش وزن براي خودش برنامه ريزي كنه  من يك چيزي همينطوري نوشتم كه البته ممكنه كه خيلي غلط باشه ولي فكر كردم كه بهرحال شايد خوب باشه كه هر كسي شاخصي براي خودش تعيين كنه و هدفي .

من خودم ميخواهم اين هفته كه تمام ميشه 300 گرم كم كنم. شايد هم كمي دويست گرم. ترازوي من الان خرابه يعني از اول عدد 8 رو نشون ميده و بعد كه ميري روش بايد عددش را ز عدد هشت كم كني ولي با اين اوصاف من رو حدود 61.5 نشون ميده كه شايد كمي بالا تر و يا پايين تر باشم. سايز لباسها هيچي را نشون نميده كه مثلا زياد شده باشم .

من همونطور كه گفتم ميخواهم براي خودم اين دو نكته را تمرين كنم كه چطور انتخابهاي بهتري داشته باشم و چطور به شكمم گوش بدم . توئيگي جونم خيلي تجربيات خوبي در اين جا نوشت كه واقعا بهم كمك كرد و همينطور ارام و بقيه .

من هنوز خريد نكردم و ماهي نگرفتم انگار رژيم من با ماهي خوردن گره خورده . البته امشب ماهي خوردم ولي برنامه غذاييم را هنوز نريختم . ولي امروز اينها رو خوردم.

جدول صبا


اين روزها خيلي دلم ميخواهد كه دوباره برگردم به برنامه ريزي و هر روز دارم يك قدمي در اين رابطه بر ميدارم. راستي فندوق جونم خيلي خوشحالم كه بهم سر زدي خيلي خوشحالتر كه ميبنيم كه اينقدر خوب داري پيش ميري.

راستي نظرتون چيه كه اين هفته يك روز آب درماني كنم كه كمي اوضاع اراده ام به سابق برگرده؟ بايد بهرحال يك تغييري بدم والا نميتونم وزن كم كنم. به محض اينكه صبحونه ميخورم ديگه اشتهام خيلي زياد ميشه البته يك چيزي كه كمك ميكنه كاره. از فردا دوباره كارم زياد ميشه و فرصت خوردن اونقدر ندارم چون كه وقتي كه كارم زياد باشه خيلي كنترل روي خوردنم پيدا ميكنم . حالا ببنيم چطور پيش ميرم اگه ديدم كه اوضاع خوب نيست يك روز رو به اب درماني اختصاص ميدهم.

خوب بچه هايي كه وزنشون رو اعلام نكردند بدوند كه اعلام كنند از شنبه اين هفته مسابقه رو شروع ميكنيم موافقيد؟ محورهاي مسابقه را تحرك و درست خوردن يعني سبزيجات خوردن , گوش كردن به شكم , انتخابهاي بهتر رو شاخص قرار دادن و سركشي و روحيه ميگذاريم هر كسي پيشنهادي داره هم زودي بگه.

بيايد همه همت كنيم و با هم يك مثلا 50 كيلو چربي رو زمين بگذاريم؟ خوبه؟ پس بدويد كه آماده سازيها را بكنيم . كمرها را سفت كنيم. كفشهاي كتوني را بگيريد و آماده تحرك و جنبش و سبزيجات خوري و البته ماهي خوري باشيد.

پيش به سوي مبارزه عليه هر چي چربي و زنده باد تندرستي و تناسب اندام.

درضمن من پيشنهادم اينه كه هر گروه وزني يك هدفي داشته باشه مثلا كسي كه در وزن 120 كيلويي هست با كسي كه در وزن 50 كيلويي هست نبايد با يك ترازو سنجيد و هر كسي بايد بر اساس وزنش هدف تعيين كنه. پس لطفا پيشنهادات و .. را بديد كه بسيار نيازمنديم.


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 20:54  توسط صبا  | 

واي امروز هم دختر بدي بودم ولي از فردا درست ميشه

سلام گلهاي زيبا

راستش امروز هم كلي مهموني بودم و دختر خوبي نبودم ولي قول ميدم كه از فردا ديگه همه چيز خوب پيش بره و جدولم هم خوب باشه . فردا ميرم ماهي هم ميخرم و حسابي ماهي خوري و براكلي خوري كه دوست هم دارم رو شروع ميكنم.

اخه اينطوري شد كه دوستام اومدند و يكي خوراك گوشت درست كرده بودكه ظهر خورديم و بعد هم شب يكي ديگه كتلت و اينها

يعني جدول غذايي من اينطوري شد


درضمن من خيلي الان خسته هستم فردا از سر كار و دانشگاه ميايم و جدولها را به روز ميكنم . سما جان حتما شما رو هم اضافه ميكنم ولي امشب شرمنده خيلي خسته هستم. الان ميرم 5 دقيقه دمبل را بزنم بپرم تو تخت. شب به خير

راستي مرسي بابت حرفهاي قشنگ حتما از فردا شروع ميكنم و اين ده هفته رو مثل قبل شروع به درست خوردن و . ميكنم. امروز راستي به خيلي از شيريني ها نه گفتم و از اين بابت خيلي دختر خوبي بودم والا اوضاع خيلي خرابتر ميشد. به نظرم براي شروع خوب بود و هم هويج خوردم و سيب و موز و هم اينكه سعي كردم كه شكلات را كم كنم كه تقريبا تونستم ولي اصلا به نداي شكم كه شب داشت ميگفت بخدا اصلا گرسنه نيستم گوش نكردم. ولي فردا سعي ميكنم كه گوش كنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 23:53  توسط صبا  | 

]چه اخبار خوبي

سلام به همه گلهاي زيبا


عزيزان من امشب جدول گروه وزني را ميكشم و ميگذارم لطفا هر كسي كه هنوز وزنش رو اعلام نكرده حتما سريع بيايد بگه.

دو تا خبر خوب اينكه

آرام گلم داره دهه عوض ميكنه و به دهه اخري كه ميخواهد ميرسه. يعني از 95 داره ميشه 69 كه اين يعني يك شاهكار و من خيلي خيلي خوشحالم . آرام جونم مثل گل زن تيم ما ميمونه كه همه ما داريم با هم پاس ميدهيم كه يكي گل بزنه و اون هم داره ميشه ارام گلم كه با زحمت و پشتكاري و مشقت زياد و البته با پايداري و اميد و هم دلي و كمك كردن به ديگران و كمك گرفتن به ديگران اين مسير ناممكن را ممكن كرده و به همه ما ياد ميده كه آدم ميتونه به هر آرزويي برسه. خيلي خيلي خوشحالم و مامان آرام گلم كمي اين روزهاي اخر به خودت سخت بگير چرا كه تو با رسيدن به 69 فقط به آرزوي خودت نميرسي بلكه رسيدن به آرزوهاي تك به تك ما پايداران را مهر ميكني .

توييگي جونم هم واي كه تو چقدر خوشگل هستي خيلي خيلي نازي و من خيلي خوشحالم كه دوستي مثل تو دارم . و من مطمئن هستم كه با كساني مثل آرام و نانا و بقيه كساني كه اينقدر خوب پيش رفتند به وزن مطلوب ميرسي.

خوب من ديروز روز آفم تمام شد. يعني يك هفته آف خيلي بدي داشتم طوري كه يك كيلو چاق شدم ولي خوب امروز يكشنبه هست و ميخواهم فقط مايعات و ميوه بخورم و امروز را كمي به معده ام استراحت بدم . ديشب از پرخوري اصلا نتونستم بخوابم و اين خيلي بده. واقعا من عوض شدم ولي انگار نميخواهم كه خودم قبول كنم . بابا من گوشت قرمز ديگه دوست ندارم پس چرا همينطوري هي گوشت قرمز تو اين معده بدبخت ميريزي؟ بابا من سوسيس كه اصلا خيلي خيلي وقته كه دوست ندارم پس چرا اون شب 4 تا اون هم سرخ شده خوردي؟

بابا من حتي روزهايي كه رژيم نبودم عدس پلو نميخوردم يا سالي يك بار ميخوردم پس چرا دو كفگير پر خوردم؟

بهرحال اينها سوالاتي بود كه من از خودم امروز صبح كردم و به اين نتيجه رسيدم كه بايد پا را از روي گاز پرخوري بردارم و به هر دليلي كه دچار اين عارضه شدم از عصبي بودن يا دل تنگ بودن يا ترس از رژيم دوباره بايد استاپ بزنم لذا امروز و فردا يعني به مدت دو روز ميخواهم زير 1000 بخورم و كمي اين روزها را جبران كنم.

براي اين مدت هم اين تصميم ها را دارم.

شيريني فقط يك بار در هفته اون هم جايزه پايداري يعني شنبه هفته ديگه اگه كل هفته دختر خوبي بودم و شيريني فقط زير 50 كالري يعني در واقع در حد يك كوچولو خوردم به خودم روز شنبه اجازه ميدم كه يك كيت كت يا چيزي مشابه بخورم. در حد 300 كالري

نون را سعي ميكنم كه حذف كنم .

برنج را حذف ميكنم .

و از امروز جدول روز غذايي به صورت هفتگي را ميكشم كه الان ميرم جدولش رو درست ميكنم.

پس به اميد پيروزي همه 


جدول غذايي صبا , لطفا حتما سركشي كنيد و نمره بديد. به من روحيه بديد كه اين دو روز رو خيلي كم بخورم كه كمي به خودم مسلط بشم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 10:12  توسط صبا  | 

تغيير عادات بد

سلام گلهاي زيبا


شكيبا جونم ادرس جديدت براي من فيلتره نميدونم كه چرا باز نميشه .

توئيگي جونم ايميلت رو گرفتم اگه قرار شد كه ايميل گروهي استفاده كنيم حتما اين كار رو ميكنيم.

خوب بچه ها من امروز خيلي خوردم يك حسابي بكنم

صبحونه : شير و سريال و يك موز 400

ميان وعده : دو تا بيسكويت خونگي 50

ناهار : ماهي و قارچ و سيب زميني و پنير  350

ميان وعده : بيسكويت ويفر 100

ميان وعده : موز 100

شام : 4 تا سوئيس سرخ كرده و نان فراوان و گوجه و خيار شور 600

شكلات و كيت كت و .  300

جمع كل 2000

پياده روي : 45 دقيقه

دمبل : 5 دقيقه

خيلي بد بود خوردنم , ولي از ترس اينكه اين دو روز اخرين روزهاي اينطوري خوردن است اينطوري شدم . اشكال نداره فردا هم روز آف است و از يكشنبه ديگه دوره كاهش وزنم شروع ميشه.

امروز مطلب زي زي رو خوندم و فهميدم كه چقدر درست ميگه من هم ممكنه كه فكر كنم كه الان ديگه به وزن مطلوب رسيدم و يا هيكلم خوبه و خودم رو گول بزنم پس بايد هم چنان پا را روي گاز كاهش وزن فشار بدم و جلو برم هر گونه استاپي يعني حركت به عقب . يعني اگه جلو نري حتما عقب ميري. ايستا معني نداره.

پس فعلا پيش به سوي كاهش وزن ولو هفته اي يك گرم.







با سلام به همه گلهاي زيبا

ببخشيد كه ديروز خيلي وقتم كم بود الان هم ساعت هشت صبح هست و كمي تونستم بيايم ان لاين صبح زود اخه اومدم ساعت شش صبح و خلاصه تاالان وقت نشد.

من فكر ميكنم كه فعلا فكر مسابقه نباشيم يعني كمي دور هم جمع بشيم و بعد ببنيم كه بايد چه بكنيم ولي خوبه كه روي تغيير عادات كمي كار كنيم.

يعني چي , مثلا من ميخواهم به خودم عادت بدم كه هميشه روي انتخابها كمي فكر كنم , تامل كنم ببنيم كه واقعا انتخاب من درسته يا نه. مثلا نون سفيد رو كه ميخورم خوب ميتونم بجاش نون سياه يا نان جو بخورم كه خيلي هم خوشمزه تر هست يعني حداقل من مزه اش را دوست دارم ولي خوب وقتي كه دم دستم نباشه همون نان سفيد رو ميخورم . يا كلا چقدر سبزيجات ميخورم و روش فكر كنم كه چطوري ميتونم بهتر تغذيه كنم.

مثلا ديروز نشسته بودم همينطوري غمگين و تو فكر بودم پا شدم رفتم فروشگاه پايين خونه ام . كمي گشتم بعد يك كيت كت برداشتم بعد يكهو ياد اين انتخاب اصلح افتادم گذاشتم سر جاش و رفتم يك ظرف آماده گريپ فورت كه خيلي هم خوشگل بود برداشتم كه هم ميوه تازه بود هم آماده بود و حوصله نميخواست و هم اينكه كمي قند داشت و منو ارضا ميكرد هم كلي طول كشيد تا خوردمش . بعد گفتم به به چه انتخاب اصلحي داشتم و همين منو خوشحال كرد.

بعد موقع ناهار دوستم اومد پيشم برام پلو آورد و فسنجون كه من پلو رو نصف كردم يعني حدود يك كفگير خوردم بعد فنسجون هم خوردم ولي قبل از خوردن پلو و فنسجون يك كاسه بزرگ سالاد خوردم و با دوستم حرف زدم كه خوب اين هم يك انتخاب اصلح بود كه تونستم پلو رو نصف كنم و بعد هم احساس كردم كه دلم ميخواهد كه يه چيزي بخورم دوباره دو سه تا گوجه آوردم و با اب ليمو و سركه و روغن زيتون خوردم و خيلي احساس خوبي كردم.

بعد عصر كه شد بيسكويت خوردم كه اين جا انتخاب درستي نكردم و شايد ميشد به جاش يك سيب بخورم ولي ميوه نداشتم . پس فهميدم كه بايد امروز دست به كار بشم و ميوه بخرم كه تو يخچال و دم دست داشته باشم .

شب هم نان و پنير خوردم كه خيلي بهم چسبيد .

در كل امروز انتخابهاي خوبي كردم , بجز اون بيسكويت كه سعي ميكنم كه فردا جبران كنم.

حالا شما امروز چه انتخابهايي كرديد؟ هر كسي دوست داشت در وبش يا اينجا بيايد بنويسه.

و حالا در مورد گوش كردن به شكم , مينا جونم نياز نيست كه تو 9000 كالري بخوري كه شكمت بگه كه پر هست !! مشكل اين كه شكم ميگه كه پره ولي ما گوش نميكنيم و با چشماها غذا ميخوريم. من حداقل تجربه اين بوده اينجاي قضيه خيلي ضعف دارم و و ميخواهم اين رو درست كنم يعني اينكه به جاي اينكه چشمام كاركنه به صداي شكم و اون نداي ضعيفي كه در درونم ميگه كه بابا بخدا من سيرم و پر و اينقدر توم نريز گوش بدم .

بطور خاص از اون  روزي كه اون مرغ رو درسته خوردم و اصلا گوش نكردم خيلي به اين ضعفم خودم پي بردم . حالا هم گاها اينطوريه كه مثلا چند قاشق كه ميخورم احساس سيري ميكنم ولي چون كه بشقابم تمام نشده همه رو ميخورم يا مثلا احساس ميكنم كه خوب در عرض دو سه دقيقه كه نميشه دست كشيد . پس بايد ياد بگيرم كه اولا آهسته غذا بخورم يعني طولش بدم دوم اينكه گوش كنم كه كي اولين نداي پر شدن و سير شدن بهم ميرسه و بعد كاري كنم كه به اين ندا گوش كنم.

اين حرفها رو شايد قبلا هم شنيده و خونده بودم و ميدونستم كه بايد يواش غذا خورد بايد قبلش سالاد خورد بايد زود دست كشيد ولي هرگز اين صداي  و نداي درون رو گوش نكرده بودم ولي الان يك ناله هاي ضعيفي گاها در درون خودم احساس ميكنم كه ميخواهم اون رو قوي تر كنم كه بتونم روي خوردنم كنترل كنم.

حالا در مورد قضيه نمره دادن من پيشنهادم اينكه اينطوري كنيم

به هر انتخاب اصلح كه ميكنيم  2 نمره بديم. در طي روز ممكنه كه بارها انتخاب كنيم پس دو نمره به خودمون به هر بارانتخاب ميديم

به هر بار كه انتخاب بدي ميكنيم هم دو نمره منفي ميديم . مثلا من اون بيسكويت ها انتخاب منفي بود پس دو نمره منفي ميگيرم.

به گوش كردن به صداي شكم و شنيدن اون و گوش كردن به اون هم 5 امتياز ميديم. اينجاي قضيه من خيلي ضعفيم اگه كسي تجربه اي در اين زمينه داره به من بگه خيلي نيازمند اون هستم.

راستي براي اينكه يك بار ديگه گروه بندي ها را به روز كنيم لطفا همه وزنشون رو بيايند اعلام كنند. درسته كه هنوز مسابقه شروع نشده ولي خيلي خوبه كه همه , با هم وزني هاي خودشون بيشتر كنش و واكنش كنند كه به هم كمك كنند.

راستي وزن من الان امروز صبح 61 بود كه فكر ميكنم كه به دليل ناپر هيزي اين هفته اخير بود كه خيلي خيلي خوردم و كمي هم كمتر ورزش كردم .

خوب پس وزن ها را بيايد بگيد و هر تجربه اي هم داشتيد بگيد.

راستي عاطفه جون خيلي اندامت زيبا شده و واقعا وقتي كه من 70 كيلو بودم اصلا اينطوري نبودم خيلي شل و ول تر بودم . به نظرم خيلي عالي داري پيش ميري و ادامه بده.

ريحانه جونم ممنون از كامنتي كه گذاشتي خيلي برام ارزشمند بود و خوشحالم كه دوستي مثل تو دارم .

و بقيه بچه ها . سعي ميكنم كه در فرصتي كه گير بيارم به شما سر بزنم و كمي به روز بشم كه دنيا دست كيست و البته ميدونم كه دست پايداران هست. خيلي دوستتون دارم .


واي چه اخبار خوبي , مامان آرام گلم كه همين امرو و فردا وارد دهه شصت ميشه و من خيلي خوشحالم , تويئگي جونم كه دهه 120 رو پشت سر گذاشت و خيلي خوشحالم , بقيه هم كه دارند عالي پيش مي ميرند.

راستي من فكر ميكنم كه بيايم يك گروه ايميلي تشكيل بديم يا كاري كنيم كه بشه يك كامنت كه مينويسي همه دريافت كنند , اين وب لاگها را چك كردن وقتي كه بيش از 50 نفر هستيم خيلي كار سخت و وقت گيريه . كسي راه حلي داره كه چطوري ميشه همه از حال هم خبر دار بشيم بدون اينكه خيلي وقت بگذاريم؟ من فكر ميكنم كه شايد يك ايميل گروهي خوب باشه يا چه كار ديگه اي ميشه كرد؟


آهان يك نكته و درخواست مهم

هر كسي به هر كسي سر ميزنه لطفا بگه كه همه بيايند وزنشون رو اعلام كنند  لطفا اين پيام رو به همه بچه ها برسونيد.

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 7:10  توسط صبا  | 

من برگشتم.

سلام به همه گلهاي زيبا


من ديروز اومدم برلين , ديروز خيلي به قول معروف دل تنگ شده بودم اصلا همش نشستم تو خونه و كمي گريه كردم چون كه واقعا اين دو ماه خيلي بهم خوش گذشته بود به طور خاص ماه پيش كه پيش مامان و بابا و داداشهام بودم . و البته گلم .

سوگند جونم مرسي از ايميل قشنگت خيلي خيلي ديشب به من كمك كردي چون كه خيلي تنها بودم و دل گرفته و اون خيلي بهم احساس آرامش داد. و همه دوستان ديگه اي كه برام نوشته بودند يك طوري باعث شدند كه احساس كنم كه تنها نيستم. از همه و همه ممنون هستم

جا داره اول از ريحانه جونم و شانون جونم خيلي تشكر داره اين مدت واقعا خيلي زحمت كشيديد و البته نه فكر كنيد كه نبايد ادامه بديد ها . تو رو خدا اين طوري فكر نكنيد من دوست دارم كه تو گروه هاي شما باشم

مامان آرام گلم , تينا جون , گل دختر عزيزم , تويئگي جونم , شكمو جونم , باربي جونم مهديه جونم , و همه و همه و همه خوشحالم كه برگشتم پيش شما .و همه ديگه.

خوب از اين حرفها كه بگذريم و بريم سر اصل مطلب

يه مسابقه من فكر كرده بودم از مجموع تجربياتي كه داشتم اسمش هست مسابقه ”انتخاب اصلح و گوش دادن به شكم “


حالا موضوع چيه . انتخاب اصلح يعني اينكه هر فردي در روز در معرض انتخابهاي مختلف هست كه مثلا اين  رو بخوره يا اون رو بخوره . مثلا ماهي بخوره يا گوشت قرمز , بستني بخوره يا مثلا ماست بخوره. يا مثلا ميوه بخوره يا كيت كت بخوره. براي هر انتخاب اصلحي كه انتخاب ميكنه يك نمره ميگيره

حس گوش كردن به شكم هم يعني اينكه فرد گوش كنه كه واقعا كي سير شده و ديگه تمايلي به خوردن نداره و همون جا ديگه تمام كنه .

موافقيد ؟ هر كسي خواست ثبت نام كنه  بيايد كه شروع كنيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 9:7  توسط صبا  |