سلام گلهاي زيبا
شكيبا جونم ادرس جديدت براي من فيلتره نميدونم كه چرا باز نميشه .
توئيگي جونم ايميلت رو گرفتم اگه قرار شد كه ايميل گروهي استفاده كنيم حتما اين كار رو ميكنيم.
خوب بچه ها من امروز خيلي خوردم يك حسابي بكنم
صبحونه : شير و سريال و يك موز 400
ميان وعده : دو تا بيسكويت خونگي 50
ناهار : ماهي و قارچ و سيب زميني و پنير 350
ميان وعده : بيسكويت ويفر 100
ميان وعده : موز 100
شام : 4 تا سوئيس سرخ كرده و نان فراوان و گوجه و خيار شور 600
شكلات و كيت كت و . 300
جمع كل 2000
پياده روي : 45 دقيقه
دمبل : 5 دقيقه
خيلي بد بود خوردنم , ولي از ترس اينكه اين دو روز اخرين روزهاي اينطوري خوردن است اينطوري شدم . اشكال نداره فردا هم روز آف است و از يكشنبه ديگه دوره كاهش وزنم شروع ميشه.
امروز مطلب زي زي رو خوندم و فهميدم كه چقدر درست ميگه من هم ممكنه كه فكر كنم كه الان ديگه به وزن مطلوب رسيدم و يا هيكلم خوبه و خودم رو گول بزنم پس بايد هم چنان پا را روي گاز كاهش وزن فشار بدم و جلو برم هر گونه استاپي يعني حركت به عقب . يعني اگه جلو نري حتما عقب ميري. ايستا معني نداره.
پس فعلا پيش به سوي كاهش وزن ولو هفته اي يك گرم.
با سلام به همه گلهاي زيبا
ببخشيد كه ديروز خيلي وقتم كم بود الان هم ساعت هشت صبح هست و كمي تونستم بيايم ان لاين صبح زود اخه اومدم ساعت شش صبح و خلاصه تاالان وقت نشد.
من فكر ميكنم كه فعلا فكر مسابقه نباشيم يعني كمي دور هم جمع بشيم و بعد ببنيم كه بايد چه بكنيم ولي خوبه كه روي تغيير عادات كمي كار كنيم.
يعني چي , مثلا من ميخواهم به خودم عادت بدم كه هميشه روي انتخابها كمي فكر كنم , تامل كنم ببنيم كه واقعا انتخاب من درسته يا نه. مثلا نون سفيد رو كه ميخورم خوب ميتونم بجاش نون سياه يا نان جو بخورم كه خيلي هم خوشمزه تر هست يعني حداقل من مزه اش را دوست دارم ولي خوب وقتي كه دم دستم نباشه همون نان سفيد رو ميخورم . يا كلا چقدر سبزيجات ميخورم و روش فكر كنم كه چطوري ميتونم بهتر تغذيه كنم.
مثلا ديروز نشسته بودم همينطوري غمگين و تو فكر بودم پا شدم رفتم فروشگاه پايين خونه ام . كمي گشتم بعد يك كيت كت برداشتم بعد يكهو ياد اين انتخاب اصلح افتادم گذاشتم سر جاش و رفتم يك ظرف آماده گريپ فورت كه خيلي هم خوشگل بود برداشتم كه هم ميوه تازه بود هم آماده بود و حوصله نميخواست و هم اينكه كمي قند داشت و منو ارضا ميكرد هم كلي طول كشيد تا خوردمش . بعد گفتم به به چه انتخاب اصلحي داشتم و همين منو خوشحال كرد.
بعد موقع ناهار دوستم اومد پيشم برام پلو آورد و فسنجون كه من پلو رو نصف كردم يعني حدود يك كفگير خوردم بعد فنسجون هم خوردم ولي قبل از خوردن پلو و فنسجون يك كاسه بزرگ سالاد خوردم و با دوستم حرف زدم كه خوب اين هم يك انتخاب اصلح بود كه تونستم پلو رو نصف كنم و بعد هم احساس كردم كه دلم ميخواهد كه يه چيزي بخورم دوباره دو سه تا گوجه آوردم و با اب ليمو و سركه و روغن زيتون خوردم و خيلي احساس خوبي كردم.
بعد عصر كه شد بيسكويت خوردم كه اين جا انتخاب درستي نكردم و شايد ميشد به جاش يك سيب بخورم ولي ميوه نداشتم . پس فهميدم كه بايد امروز دست به كار بشم و ميوه بخرم كه تو يخچال و دم دست داشته باشم .
شب هم نان و پنير خوردم كه خيلي بهم چسبيد .
در كل امروز انتخابهاي خوبي كردم , بجز اون بيسكويت كه سعي ميكنم كه فردا جبران كنم.
حالا شما امروز چه انتخابهايي كرديد؟ هر كسي دوست داشت در وبش يا اينجا بيايد بنويسه.
و حالا در مورد گوش كردن به شكم , مينا جونم نياز نيست كه تو 9000 كالري بخوري كه شكمت بگه كه پر هست !! مشكل اين كه شكم ميگه كه پره ولي ما گوش نميكنيم و با چشماها غذا ميخوريم. من حداقل تجربه اين بوده اينجاي قضيه خيلي ضعف دارم و و ميخواهم اين رو درست كنم يعني اينكه به جاي اينكه چشمام كاركنه به صداي شكم و اون نداي ضعيفي كه در درونم ميگه كه بابا بخدا من سيرم و پر و اينقدر توم نريز گوش بدم .
بطور خاص از اون روزي كه اون مرغ رو درسته خوردم و اصلا گوش نكردم خيلي به اين ضعفم خودم پي بردم . حالا هم گاها اينطوريه كه مثلا چند قاشق كه ميخورم احساس سيري ميكنم ولي چون كه بشقابم تمام نشده همه رو ميخورم يا مثلا احساس ميكنم كه خوب در عرض دو سه دقيقه كه نميشه دست كشيد . پس بايد ياد بگيرم كه اولا آهسته غذا بخورم يعني طولش بدم دوم اينكه گوش كنم كه كي اولين نداي پر شدن و سير شدن بهم ميرسه و بعد كاري كنم كه به اين ندا گوش كنم.
اين حرفها رو شايد قبلا هم شنيده و خونده بودم و ميدونستم كه بايد يواش غذا خورد بايد قبلش سالاد خورد بايد زود دست كشيد ولي هرگز اين صداي و نداي درون رو گوش نكرده بودم ولي الان يك ناله هاي ضعيفي گاها در درون خودم احساس ميكنم كه ميخواهم اون رو قوي تر كنم كه بتونم روي خوردنم كنترل كنم.
حالا در مورد قضيه نمره دادن من پيشنهادم اينكه اينطوري كنيم
به هر انتخاب اصلح كه ميكنيم 2 نمره بديم. در طي روز ممكنه كه بارها انتخاب كنيم پس دو نمره به خودمون به هر بارانتخاب ميديم
به هر بار كه انتخاب بدي ميكنيم هم دو نمره منفي ميديم . مثلا من اون بيسكويت ها انتخاب منفي بود پس دو نمره منفي ميگيرم.
به گوش كردن به صداي شكم و شنيدن اون و گوش كردن به اون هم 5 امتياز ميديم. اينجاي قضيه من خيلي ضعفيم اگه كسي تجربه اي در اين زمينه داره به من بگه خيلي نيازمند اون هستم.
راستي براي اينكه يك بار ديگه گروه بندي ها را به روز كنيم لطفا همه وزنشون رو بيايند اعلام كنند. درسته كه هنوز مسابقه شروع نشده ولي خيلي خوبه كه همه , با هم وزني هاي خودشون بيشتر كنش و واكنش كنند كه به هم كمك كنند.
راستي وزن من الان امروز صبح 61 بود كه فكر ميكنم كه به دليل ناپر هيزي اين هفته اخير بود كه خيلي خيلي خوردم و كمي هم كمتر ورزش كردم .
خوب پس وزن ها را بيايد بگيد و هر تجربه اي هم داشتيد بگيد.
راستي عاطفه جون خيلي اندامت زيبا شده و واقعا وقتي كه من 70 كيلو بودم اصلا اينطوري نبودم خيلي شل و ول تر بودم . به نظرم خيلي عالي داري پيش ميري و ادامه بده.
ريحانه جونم ممنون از كامنتي كه گذاشتي خيلي برام ارزشمند بود و خوشحالم كه دوستي مثل تو دارم .
و بقيه بچه ها . سعي ميكنم كه در فرصتي كه گير بيارم به شما سر بزنم و كمي به روز بشم كه دنيا دست كيست و البته ميدونم كه دست پايداران هست. خيلي دوستتون دارم .
واي چه اخبار خوبي , مامان آرام گلم كه همين امرو و فردا وارد دهه شصت ميشه و من خيلي خوشحالم , تويئگي جونم كه دهه 120 رو پشت سر گذاشت و خيلي خوشحالم , بقيه هم كه دارند عالي پيش مي ميرند.
راستي من فكر ميكنم كه بيايم يك گروه ايميلي تشكيل بديم يا كاري كنيم كه بشه يك كامنت كه مينويسي همه دريافت كنند , اين وب لاگها را چك كردن وقتي كه بيش از 50 نفر هستيم خيلي كار سخت و وقت گيريه . كسي راه حلي داره كه چطوري ميشه همه از حال هم خبر دار بشيم بدون اينكه خيلي وقت بگذاريم؟ من فكر ميكنم كه شايد يك ايميل گروهي خوب باشه يا چه كار ديگه اي ميشه كرد؟
آهان يك نكته و درخواست مهم
هر كسي به هر كسي سر ميزنه لطفا بگه كه همه بيايند وزنشون رو اعلام كنند لطفا اين پيام رو به همه بچه ها برسونيد.